محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

440

رشحات البحار ( فارسى )

صلاحيت / امانت ، و خوش‌اخلاقى ) كامل شد . ازاين‌رو خداوند متعال بنا بر رؤيت پيامبر ( ص ) مبنى بر سجده همه موجودات ، بر وجود مسجود همه موجودات استدلال نموده و فرموده است : مگر نمىبينى كه همه موجودات براى خداوند متعال سجده مىكنند ؛ هرچند بر بسيارى از انها عذاب مسلم شده است . البته امكان دارد اين خطاب متوجه همه افراد امت باشد . بعدا شرح اين امر خواهد آمد . مطلب دوم [ درباره اين فرموده خداوند است : « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ » ] اين مطلب درباره اين فرموده خداوند است : « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ » بايد دانست كه سجده ، نهايت خضوع و فروتنى است و چنان‌كه از آيه برمىآيد ، داراى دو قسم است : بخشى كه موجود فروتن و سجده‌گزار ، نمىتواند سجده را ادراك نمايد و بخشى كه سجده‌گزار مىتواند اين امر را ادراك كند . قسم اول ، تذلل و سجده‌گزارى وجودى و كمال ما سواى خداوند است ؛ زيرا بديهى است كه وجود و كمالات ان در هر شىء ، اعم از آسمان‌ها ، زمين ، و . . . حتى انسان ، قائم به ذات انها نيست . و گرنه ، انحا و عوالم انها تبدل پيدا نمىكرد . بنابراين وجود و كمالات وجودى موجود در اين موجودات ، قائم به غير است . از سوى ديگر ، اين غير امكان ندارد كه مانند خود انها باشد ، و گرنه لازم مىآيد از اجتماع ( دو ) لا اقتضا ، اقتضا ، و از اجتماع ( دو ) غير قائم ، قائم حاصل شود و بطلان اين امر بديهى است . پس ناگزير بايد قيوم بالذات انها را قائم نمايد ؛ مضاف بر آنچه كه در فطرت افتقارى بيان كرديم . ازاين‌رو همه اشيايى كه با وجود و كمال خود اظهار تذلل مىكنند ، با تذلل ، تقوم ، و سجود خويش ، بر وجود موجودى قائم به ذات حكم مىكنند . البته در اين بخش ، انسان به دو دسته تقسيم نمىشود . قسم دوم ، يعنى بخشى كه سجده‌گزار مىتواند تذلل خود را ادراك نمايد ؛ و ان انسان است كه يا تذلل خود را ادراك مىنمايد ، يا ادراك نمىكند . اگر